روز های فراغت

نوشته شده توسطساسان نژاد 27ام تیر, 1405

روزهای بدون تو ونگاه مهربانت، بدون خنده هایت ونصیحتهای پدرانه ات رو چگونه سپری کنم.

قلم هم یارای نوشتن این حجم ار دلتنگی ما نیست………….

بازار شکسته دلان؟؟؟؟؟

نوشته شده توسطساسان نژاد 17ام دی, 1396

 

شکسته های دلت را به بازار خدا ببر

خدا خود بهای شکسته دلان است………….

 

 

                                             

 

گفت وگو با خدا

نوشته شده توسطساسان نژاد 17ام دی, 1396

گفتم :خدایا از همه دلگیرم!

گفت:حتی از من….؟

 

گفتم :خدایا دلم را ربودند!

گفت: پیش از من؟

 

گفتم:خدایا چقدر دوری؟

گفت:تو یا من؟

 

گفتم: خدایا تنها ترینم؟

گفت:پس من؟

 

گفتم:خدایا کمک خواستم!

گفت:از غیر من؟

 

گفتم :خدایا دوستت د ارم!

گفت:بیش از من؟

 

گفتم:خدایا اینقدر نگو من!

گفت:من توام ،تو من…..

دانه دانه های برف

نوشته شده توسطساسان نژاد 17ام دی, 1396

      

صدای خوش زمستان....

نوشته شده توسطساسان نژاد 17ام دی, 1396