« نفس طبیعت | انتخاب » |
ثروتمند زندگی کنیم به جای آنکه ثروتمند بمیریم
نوشته شده توسطساسان نژاد 12ام شهریور, 1396چارلی چاپلین می کوید:
با پدرم سیرک رفته بودیم توی صف خرید بلیط، زن وشوهری با چهار فرزندشان جلوی ما بودند.
با هیجان زیادی در مورد شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند،صحبت می کردند.
وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند،متصدی باجه قیمت بلیط ها را به آنها اعلام کرد.
ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد ونگاهی به همسرش انداخت.معلوم بود که مرد پول کافی نداشت ونمی دانست چه بکندوبه بچه هایی که با آن علاقه پشت او ایستاده بودند چه بگوید.ناگهان پدرم دست در جیبش برد ویک اسکناس صد دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت .سپس خم شد وپول را از زمین برداشت وبه شانه مرد زد وگفت:ببخشید آقا،این پول از جیب شما افتاد ! مرد که متوجه موضوع شده بود ،همان طور که بهت زده به پدرم نگاه می کرد گفت:متشکرم.
مرد شریفی بود ولی در آن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود،کمک پدرم را قبول کرد.
بعد از این که آنها داخل سیرک شدند،من وپدرم آهسته از صف خارج شدیم وبه طرف خانه برگشتیم ومن در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم.آن سیرک زیباترین سیرکی بود که به عمرم نرفته بودم.
فرم در حال بارگذاری ...