« عزیز فاطمه مهدی کجائی؟ | پیغمبر درد » |
ناله ای پدر از ناله ی پسر عطشان
نوشته شده توسطساسان نژاد 17ام آبان, 1392کوفیان این طفل بی شیر من است کودک بی جرم وتقصیر من است
برده بردوش من این کودک پناه کی رواباشد بمیرد بی گناه
آب سرد وخوشگوار اندر فرات جرعه ای شاید دهد او را نجات
غنچۀ باغ رسول است ای سپاه در وجودش نیست دیگر آه آه
چو سخن می گفت با لشگر حسین شد خطاب از آسمانش یا حسین
صبر کن از داغ اصغر یاحسین ای تو محبوب من اندر نشئتین
کرد بر قنداقۀ اصغر نگاه دید می غلطد به خون آن بی گناه
چون ز دست حرمله تیری پرید گوش تا گوش علی اصغر در ید
وامام این گونه با علی اصغر وداع کرد.
بخواب ای کودک در خون تپیده که اکبر در کنارت آرمیده
بخواب ای شیر خواره نازنینم خودم بالین قبرت می نشینم
بخواب ای که جهانی اشکبارت شهادت منتهای افتخارت
غم مخور ای آخرین سربازمن غم مخور ای بهترین همراز من
غم مخور ای کودک خاموش من قتلگاهت می شودآغوش من
« التماس دعا از همه»
فرم در حال بارگذاری ...