آرشیو برای: "آبان 1392, 05"

چیستی اندیشه های خرافی

نوشته شده توسطساسان نژاد 5ام آبان, 1392
اندیشه ورفتار خرافی از یک انسجام منطقی،قابل اندازه گیری وشفاف برخوردار نیست واز تلفیق انواع متنوع وبعضا متضادی از افکار ،افعال وگفتمان ها سود می جوید،لذا ارائه تعریف کامل از خرافه کار آسانی نیست لغت نامه دهخدا خراغه وخرافات را شامل سخنان پریشان وکلام… بیشتر »

قربانی عشق

نوشته شده توسطساسان نژاد 5ام آبان, 1392
ای دوست بیا که بیقرارت هستم                   مشتاق رخ همچو بهارت هستم هر شام وسحر میان میخانه عشق               من جام به کف درانتظارت هستم انبوه گناهم دلت را خون کرد                     شادم بخیال آنکه یارت هستم سرچشمه اشک تو گناه شیعه… بیشتر »

اندیشه امام(ره)با توهین از بین رفتنی نیست

نوشته شده توسطساسان نژاد 5ام آبان, 1392
«زهرا همایونی»مادر شهیدان شاه آبادی با بیان اینکه توهین نعیمه اشراقی به حضرت امام(ره)غیر قابل قبول است،گغت:«اندیشه امام خمینی(ره)با توهین از بین رفتنی نیست،چون خدای خمینی زنده است»وی با بیان  توهین به خانواده شهدا،توهین به ارزش های انقلاب اسلامی… بیشتر »

اخبارهای کوتاه

نوشته شده توسطساسان نژاد 5ام آبان, 1392
برپایه یک گزارش جدید،رژیم صهیونیستی در نظر دارد به عنوان بخشی از تلاش های خودبرای یهودی سازی سرزمین های اشغالی فلسطین،یک کنیسه یهودی در محوطه مسجدالاقصی واقع در شرق قدس(اورشلیم)بسازد.برپایه این گزارش ،که به تازگی موسسه الاقصی منتشر کرده است وبرمبنای… بیشتر »

نقش آفرینی رژیم صهیونیستی در فرایند مذاکرات هسته ی

نوشته شده توسطساسان نژاد 5ام آبان, 1392
نتانیاهوبرای اولین بار پس از نشست هسته ای ایران با گروه1+5در ژنو،درکابینه رژیم صهیونیستی دراین باره اعلام کرد وگفت:«تا زمانی که ما به جای کلمات،شاهداقدامات عملی نیستیم،فشار بین المللی باید ادامه داشته باشدوحتی افزایش یابد»وی دومین بار روز بعد همزمان با… بیشتر »

آقاجان پس کی میائی؟

نوشته شده توسطساسان نژاد 5ام آبان, 1392
ای پنهانتر از یوسف!وای آشکارتر از خورشید!وای زیباتر از دریا!وای جاری تر از باران!تورا می شناسم وبرای تو می نویسم وتو را چون یعقوب جستجو می کنم دلم درحسرت دیدارت می گذرد وچشمانم اشک بارتر از همیشه از ثانیه ها ایراد می گیرد.فلسفه ی بودنت را چه بنامم؟نامی… بیشتر »

ظرفیت داشته باشه!

نوشته شده توسطساسان نژاد 5ام آبان, 1392
کسی نزد عالمی رفت واز سختی ها ومشکلات زندگیش گلایه کرد واز او چاره ای خواست. استاد به او گفت:یک مشت نمک را در یک لیوان آب حل کن سپس آن رابخور. به دستور حکیم عمل کرد اما نتوانست بیش از چند قطره ارآن را بنوشد. آن حکیم دوباره به او گفت :که همان مقدارنمک… بیشتر »